سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
269
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اگر در واقع حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم از ايندو در زمانى از ازمان نهى فرموده بود اولى و سزاوار اين بود كه نهى و تحريم را بحضرتش نسبت مىداد چه آنكه نهى حضرت بمراتب در زجر و بازداشتن مردم از آن نافذتر و دخيلتر از نهى عمر مىباشد . و نيز شيعه از حكم بن عتيبه كه از اكابر علماء اهل سنت است نقل مىكند كه گفت از او پرسيدم از اين آيه [ مما استمتعتم به منهن ] كه آيه منسوخ شده يا نه ؟ گفت : نه سپس حكم مىگويد : على بن ابيطالب عليه السلام فرمودند : اگر عمر از متعه نهى و زجر نميكرد هرگز احدى زنا نمىنمود مگر شقى . و در كتاب صحيح ترمذى آمده : مردى از اهل شام از فرزند عمر راجع بمتعه نمودن زنان سؤال كرد . وى گفت حلال است ، مرد شامى گفت : پدرت از آن نهى نموده ، او گفت : به من بگو : اگر پدرم از آن نهى كرده باشد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را تشريع نموده و بعنوان سنّت معرفى كرده باشند آيا تو سنت را ترك كرده و تبعيّت از قول پدر من مينمائى . تا اينجا اخبارى كه نقل شد تمام از طرق عامه بود كه همگى دلالت بر مشروعيّت آن داشتند اما اخبار از طريق شيعه بر مشروعيّت آن و از جانب اهل البيت عليهم السلام يا به حد تواتر رسيده و يا قريب به آنست چه آنكه اخبار در اين باب بسيار فراوان رسيده حتى با اينكه